سه‌شنبه،23 ژوئیه 2008

در سايه‌ي عنایات

يك سال كه مي‌گذرد، تازه حساب كار دست آدم مي‌آيد. پارسال، 2 مرداد، در اتاق كناري نشسته بوديم. هر دو خانواده با هم، منتظر اذان ظهر. به آن موقع كه فكر مي‌كنم، صحنه‌ي درخت‌هاي سبز پشت سر آقاجون و زمزمه‌هاي اذان در ذهنم مي‌پيچد. خاطره‌ي آن روز براي من، هم شيرين است، هم لذت‌بخش؛ هم نوراني، هم خوش‌عطر.
آقاي خاتمي كه خطبه را مي‌خواند، با روايت‌هاي مختلف، سنگين شده بودم. خيره به كف اتاق، فكرم در دور دست‌ها سير مي‌كرد. شايد از آن لحظاتي باشد كه وصف آن نه تنها موضوع را نرساند، بلكه مزه‌ي آن را هم ببرد. در واقع اينكه اين فرصت به روشن داده شود تا در سايه‌ي سايه بياسايد، همه از لطف و كرم حضرت باري تعالي و جود و كرم امام جواد است.

Posted by sadjad at 14:25 | Comments (3)

چهارشنبه، 5 ژوئن 2008

خوش به حال آن‌ها، بد به حال ما

نشسته بودم پای تلویزیون کارهای خودم را انجام می‌دادم. سی‌ان‌ان هم باز بود. باراک اوباما آمد و برای کمیته‌ی عمومی آمریکا-اسرائیل سخنرانی کرد. کاش بروید و ببینید چه گفت. خوش به حال آن‌ها اگر باراک اوباما رئیس‌جمهورشان شود. بد به حال ما اگر آقای دکتر یک دوره‌ی دیگر هم رئیس‌جمهور ما باشد.
شاید آقای دکتر جواب بدی برای جرج بوش نبود و شاید به قول معروف به هم می‌آمدند، اما در مقابل یک رئیس‌جمهور دموکرات در آمریکا، آقای دکتر از همین حالا کاملا بازی را باخته است. همه‌ی دلایل بی‌شمار دیگر یک طرف اما در طرف دیگر این است که شاید بهتر باشد سرنوشت یک ملت را به بازیگری که دستش رو شده‌ و باختش حتمی است گره نزد.

Posted by sadjad at 00:38 | Comments (5)

چهارشنبه،22 مه 2008

شب عزیز

اینکه این وبلاگ، چرا باید این‌ همه خاک بخورد، بر آگاهان هم پوشیده‌است. اما به هر حال از این شب عزیز، شب آخرین امتحان فاینال این ترم، برای انجام امور گردگیری استفاده می‌کنیم.
بعد از کمی کلنجار رفتن، بالاخره زیر بار نصب گوگل‌ریدر رفتم و وبلاگ‌های لیست شده در فهرست کنار صفحه را در این سیستم جدید وارد کردم. گرچه هنوز کمی از لحاظ ظاهری بی‌نظم هستند، اما خوب از لحاظ کاربردی درست کار می‌کنند.
چند موضوع مختلف هست که می‌خواهم در موردش بنویسم. اول، فردا دوم خرداد است. اینکه امروزه یاد دوم‌خرداد با شادی و درد همزمان همراه شده، شاید از نتایج بازی روزگار باشد. اما امشب وبلاگ آقای ابطحی را که می‌دیدم، نوشته بود امسال یازدهمین سالگرد دوم خرداد است.
یادم هست که راهنمایی مفید بودیم. داخل می‌نی‌بوس از یکی از اردوهای مدرسه برمی‌گشتیم. بحث نسبتا سیاسی مطرح بود و یادم هست که در بسیاری از بخش‌های جامعه جوی قالب وجود داشت، که من هم طرفدار مثلا تغییر قانون اساسی و ریاست‌جمهوری سه باره‌ی آقای هاشمی بودم. شاید چیزی شیبه ماهاتیر، 22 سال نخست‌وزیری. گرچه هنوز هم نمی‌دانم آیا وقعا چنان چیزی بهتر بود یا اتفاقی که افتاد و ما حالا به اینجا رسیده‌ایم. به هرحال در میانه‌ی آن بحث نظر من این بود که کسی در حد آقای هاشمی برای جایگزینی او وجود ندارد. آقای کنی، معلم راهنمای سال اول ما اما نظر دیگری داشت. البته نمی‌دانم در واقع منظورش چه کسی بود ولی نظر او این بود که از کجا مطمئن هستی، شاید فرد جدیدی آمد و حتی بهتر از رئیس‌جمهور فعلی هم بود.
30 اردیبهشت 76، تعدادی از پوسترهای آقای خاتمی باقی مانده‌بود که نتوانسته بودم جایی پخش کنم. در حال برگشت به خانه به بابا گفتم: حیف شد، این‌ها را توزیع نکردم. گفت: نگران نباش، وقت هست، دور دوم پخش کن. دور دومی در کار نبود. مردم نگذاشتند. خواستند طعم پیروزی کامل باشد.
حالا کام من که چند سالی است گس شده‌است. کاش این طعم گس عمومی نباشد. کاش هنوز دل بعضی به سخنرانی‌های خارج از عدد و تصمیم‌گیری‌های خارج از قاعده‌ی حامل هاله‌ی نور خوش باشد. کاش فقط کام من گس باشد.
دوم، فلسطین. مباحث این‌قدر در این زمینه زیاد است که شاید حداقل اینجا، جای بحث دوباره نباشد. اما چند نکته‌ای در این بین وجود دارد که من فکر می‌کنم آق‌بهمن و معصومه ناصری، اینجا و اینجا به خوبی توضیح داده‌اند.
سوم، افشین قطبی. افشین قطبی اسمی است که به نظر من، باید در این دوره زمانه، نه به کودکان، بلکه به ما بزرگ‌سالان یاد داد. باید از ما خواست تا چند بار از روی آن مشق کنیم. مشق ادب، پشتکار، حفظ اصول و به کارگیری دانش. گرچه من از اینکه دیگر دوره‌ی سایه انداختن پرسپولیس-استقلال بر فوتبال ایران تمام شده خوشحالم و برای قدرت و تلاش سپاهان نیز احترام قائلم، اما عنوان قهرمان لیگ برتر ایران، اینبار واقعا حق پرسپولیس بود؛ حتی اگر دقیقه‌ی 96 به حقش رسیده باشد. به امید روزی که دانش، شخصیت، پشتکار و ادب سرمشق همه‌ی چهره‌های مرجع جامعه‌ی ما باشد.

Posted by sadjad at 01:37 | Comments (2)

جمعه،16 فوریه 2008

وارث خمینی

فارغ از مباحث مختلفی که در مورد نحوه ی درگذشت حجت الاسلام سید احمد خمینی مطرح است، باید اذعان کرد که وجود او تا حدی زیاد، جلوی استفاده های سود جویانه گروه های مختلف از صحبت های امام خمینی را می گرفت. به ویژه به دلیل نقش خاص امام خمینی در ایجاد و اداره ی جمهوری اسلامی ایران، نیاز به یک مرجع تشخیص و توضیح همیشه احساس می شود. با نگاهی به منش و گفته های حجت الاسلام سید احمد خمینی می توان به دو نکته پی برد: اول شباهت بسیار در گفته ها و رفتار او با گفته ها و عملکرد امام خمینی و دوم مغایرت و گاهی تضاد آن ها با بسیاری از رویه های فعلی در اداره ی کشور.
"هر کسی در هر مکانی و جایگاهی اگر نظرات شخصی خود را ابراز کرد، نه تنها مانعی ندارد، بلکه بسیار مفید هم هست و موجب تقویت نظام خواهد شد. این چه رسمی است تا یکی در یک جا مطلبی بگوید که مخالف سیاست نظام باشد می گویند باعث ضعف نظام است. نظام ما مگر این مقدار سست است که اگر نماینده ای یا وزیری و یا فرد دیگر و یا جمعی حرفی را بر خلاف نظام بنویسد و یا بزنند موجب ضعف نظام شود؟ هرگز اینطور نیست و کسانی که اینگونه فکر می کنند، حتما در فکر خود باید تجدید نظر نمایند. نظام ما نظامی الهی متکی بر ولایت که انقلابیون واقعی حافظ آنند و انشاء الله از این بحران هم به کمک انقلابیون پیروز بیرون خواهد آمد..."
از درگذشت حجت الاسلام سید احمد خمینی سال های بسیاری گذشت ولی با وجود جناح بندی ها و جهت گیری های مختلف در کشور، نزدیکان امام خمینی به خصوص خانواده و به ویژه فرزند حجت الاسلام سید احمد خمینی، حجت الاسلام سید حسن خمینی همیشه سعی در دوری از منازعت سیاسی داشته اند. اما کم کم و در سال های اخیر به نظر می رسد که روند اوضاع سیاسی کشور آن ها را وادار به اظهار نظر کرده است.
"متحجران پشت سر امام سنگر گرفته اند."
"يكي از بزرگان حال حاضر كشور نزد امام آمدند و گفتند فلان گروه شما را قبول ندارند. حضرت امام گفتند مگر من اصول دين هستم كه حتما بايد من را قبول داشته باشند؟"

بعد از صحبت های اخیر فرمانده ی سپاه پاسداران، سردار جعفری، که با واکنش افراد مختلف از جمله حجت الاسلام سید حسن خمینی روبرو شد عده ای سعی کردند تا با تهمت و توهین نزدیک ترین افراد به امام خمینی را وادار به سکوت و گوشه نشینی کنند. بعد از این ماجرا، صحبت و توضیحات چند روز قبل سردار جعفری بیش از پیش مایه سیاه رویی پیروان حزب باد و کاسه های داغ تر از آش شده است. جالب اینجاست که در حالی که خانواده ی امام خمینی تقریبا هیچ تاثیری بر نحوه ی اداره ی کشور پس از فوت امام و بعد از در گذشت سید احمد خمینی نداشته اند، برخی با بستن چشم به روی مسببین گرفتاری های کشور و به ویژه مسببین فشارها و کمبود های اخیر به بازخواست از نزدیکان امام پرداخته اند.

پی نوشت: آیت الله توسلی هم به لقاءالله پیوست. عرصه برای جولان نابخردان باز تر...[+] [+]

Posted by sadjad at 12:38 | Comments (3)

جمعه،19 ژانویه 2008

یا حسین (ع)

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
.
.
.
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

ببینید:

۱- آمده از خیمه گه...
۲- یا اباعبدالله (ع)...

Posted by sadjad at 16:17 | Comments (6)

چهارشنبه،20 دسامبر 2007

تعارف!

بفرمایید کیک:

Posted by sadjad at 03:54 | Comments (5)

دوشنبه،18 دسامبر 2007

و اما بعد

اصولا وبلاگ نوشتن احتیاج داره تا انسان یک چند دوری در عوالم مجازی بزنه و بعد از اندوختن تجربه و درس گرفتن از فراز و نشیب چرخ فلک نسبت به درج مطالب مورد توجه و خاطرات و تفکرات پند آموز اقدام بکنه. ولی حالا که به قسمت درج قضیه رسیدم می بینم که خیلی حوصله ای برای نظم دادن به این نکات آشفته نیست. پس فعلا این عریضه باشد به مناسبت ابراز وجود!

Posted by sadjad at 02:42 | Comments (1)